خرید بک لینک
میدونی کجا ازت بریدم؟ :)اونجا که حالم بخاطرت  بد شدیکی دیگه خوبش کرد..خوشحال باش که بریدم ، رسیدی به هدفت......تو کی بودی که با هرکی هم صحبت میشمهرکی که میشینه پیشم آخرشم صاف میای تو جلو چشمتو کی بودی که هم حالم ازت بهم میخوره هم دلم تنگه واست هم پرهکی بودی که کسی نمیتونه جاتو پر کنه لعنتی تو کی بودی دیگه

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 18:43

بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهایی...  دلتنگی...  و... اما بدترین حس دنیا دل زدگی ست... دل زدگی از یک خواستن عمیق می آید کاری را...  چیزی را...  کسی را با تمام وجود خواستندل زدگی یعنی کاری...  چیزی...  کسی که مدت ها حس خوب برایت داشت دیگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد... دل زدگی یعنی احساس خستگی شدید ...آدمی که دل زده می شود وسط یک جنگ است... یک جنگ نا برابریک طرف تمام خاطرات روزهای خواستن جلوی چشمش هست...  طرف دیگر حقیقتی که زورش بیشتر از تمام خاطرات و رویاهاستدلزدگی بدترین حس دنیاست... فقط تصور کنید کاری... چیزی...  کسی که سال ها می خواستی دیگر قلبت را به تپش نیاندازد. .. دیگر تو را سر ذوق نیاوردبدترین قسمت دل زدگی این است که نمی خواهی آن حس را دوباره تجربه کنیاگر آسمان هم به زمین بیاید دیگر نمی خواهیآدم هایی که دل زده می شوند فهمیده اند می شود عمیق ترین خواستن ها را کنار گذاشت و فراموش کرد اما نَمُرد

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 18:43

این روزها

در بطن من

زنی سکته میکند

که در هر نفس

زندگی را سخت تپیده است . . .

.

.

تمام وجودم قلبی شده که درد میکند

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 18:43

نه به شما فکر مى کند.. 

نه با شنیدن اسمتان دلش مى لرزد..

نه "دل تنگ" شماست..

نه با هواى بارانى یاد شما مى افتد..

نه بارها ترانه ى مورد علاقه یتان را گوش مى دهد..

نه از نبودتان گریه مى کند..

نه "دوستتان دارد"...

باور کنید اگر غیر از این بود "مى آمد"...

خودتان را "گول" نزنید...

اگر غیر از این بود "مى آمد" 

باور کنید "مى آمد"

باور کنید .......

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 18:43

فرو ریخته ام
جای بگیر
کنار حضوری مضطرب
در آغوش بگیر
آخرین بازمانده ی قلعه ی اعتماد را
آرام کن
دیوانهای را که از درک بودنش
در خود تشنج میکند
از فتح نور شکست خورده ام
در این تاریک خانه ی پر تشویش
صبور باش
دردم را با شتاب نخوان
این شعر  از جهنمی 
به نام من! 
گذشته است

برچسب: نویسنده: یاسین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 18:43

صفحه بندی